|
جشن های نیمه ی شعبان بر همگان فرخنده باد 
از مجموعه فعالیتهای دیپلمایتک دولت نهم و مسئولان امنیتی کشور به راحتی می توان به این نتیجه رسید که تیم دیپلماتیک و مدیران امنیتی دولت نهم هنوز در بند تئوری های امنیت ملی دهه ی 1970 هستند. برای آشنایی بیشتر به بررسی مفهوم امنیت ملی از نگاه سنتی و دیدگاه نو می پردازم.
داريوش آشوري در "دانشنامه سياسي" امنيت ملّي را اينگونه تعريف مي كند: "امنيت ملي حالتي است كه ملتي فارغ از تهديد از دست دادن تمام يا بخشي از جمعيت دارايي و خاك خود به سر برد".
اگرچه مفهوم امنيت ملّي با تولد دولت هاي ملّي (دولت- ملت) در قرن هفدهم و پس از قرارداد وستفالي در سال 1648 مورد توجه دانشمندان علوم سياسي قرار گرفت. اما در طول ظهور اين مفهوم، تحولات مختلفي در مفهوم امنيت ملّي رخ داده است كه متأثر از نظام بين الملل بوده است.
در نگاه سنتي مفهوم امنيت ملّي سه ويژگي عمده داشت كه عبارت بودند از:
1- تهديدات امنيتي منبع خارجي و ماهيت نظامي داشتند.
2- امنيت و ناامني در نظام بينالملل با امنيت كشورهاي غربي پيوند داشت (امنيت سيستماتيك)
3- مشخصه استراتژي امنيتي ايجاد اتحاديههاي امنيتي بود(همانند ناتو و ورشو)
به طور سنتي امنيت ملّي را با رفع تهديدهاي خارجي بر ضد منافع حياتي و ارزشهاي اساسي هم معني مي دانند و اين برداشت تا اواخر قرن بيستم بر برداشتها از مفهوم امنيت غلبه داشت، در اين دوران عواملي نظير، دولتهاي ملّي، جنگهاي متمادي، موازنه قوا، اتحاديهها، تفكرات نظاميگرايانه دولتمردان، ناسيوناليزم، رقابتهاي استعماري دولتهاي مقتدر، همگي باعث رواج مفهوم سنتي امنيت ملّي گرديد.
در سالهاي اخير به ويژه پس از پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، به دليل شرايط جديدي كه ايجاد شده است، ديدگاه حاكم بر روابط بين الملل به نحوي اساسي دچار تحول شده است و امروزه نظريات جديدي در رابطه با مفهوم امنيت ملّي مطرح مي شود و حتي زمامداران نيز تفكر ديگري پيدا كردهاند و ديگر قدرت نظامي مبناي اصلي و تعيينكننده قدرت ملي نيست، مؤلفههاي جديدي نظير: پايان جنگ سرد، زوال نظام دو قطبي، فروپاشي كمونيسم، ظهور قدرتهاي جديد، تغيير نقشه اروپا، بازيگران جديد عرصه بينالمللي (سازمانهای غيردولتي)، كاهش تدريجي اهميت قدرت نظامي، تغييرات اقتصاد سياسي بينالمللي، تحولات شتابنده تكنولوژيك، توسعه فزاينده ارتباطات، بحران توسعه در جهان سوم، مشكلات زيست محيطي، ظهور پديدة قومگرايي، پديدة جهاني شدن و تك قطبي شدن نظام جهاني و... مسايلي هستند كه بر ملاحظات امنيتي تاًثيرات چشمگيري داشتهاند و لذا مفهوم امنيت، ملي كه بخودي خود امري پيچيده بنظر مي رسيد بيش از گذشته پيچيده شده است.
بر خلاف برداشت سنتي در برداشت نوين از مفهوم امنيت امروز متغيرهايي كه در امنيت ملي نقش دارند بيشتر جنبه داخلي دارند (به ويژه در كشورهاي در حال توسعه) عواملي مانند: عدم تكامل فرايند دولتسازي و ملتسازي، فقدان برنامه توسعه سياسي و اقتصادي، فقر اقتصادي، نبود مشروعيت سياسي، سركوب داخلي، عدم تأمين رضايت عمومي، بحرانهاي قومي ... ميتوانند ثبات كشورهاي در حال توسعه را به چالش بكشد.
|